یک ماهگی
یک ماه از بودنت در این دنیا می گذره
یک ماهی که برای من بیشتر از این ها بود
یک جور بزرگ شدن و به تکامل رسیدن
من و تو ۱۰ ماه باهم بودیم
ولی این یک ماه چیز دیگری بود
گلم همیشه به یاد مامان بیانداز
که زمان می گذرد
لحظه ها را دریاب


رها جان شرمنده نمی توانم تو بازی که دعوتم کردی شرکت کنم
فقط این را می دانم تاثیر گذار های زندگی من
مامان و بابایم بودند بقیه را یادم نیست
الان هم فقط آرین هست که تاثیر گذار شده
مامان خوبم روزت مبارک
می دانم یک روز تاخیر داشتم
ولی آنقدر سرگرم شده ام که از تقویم آنجا بی خبر شدم
پ.ن.۱. خیلی خسته و کلافه هستم البته فکر نکنی افسرده شدم ها
نه این پسرک زمان برای هیچ کاری به من نمی دهد چه برسه افسردگی
پ.ن.۲.پسرم خیلی خوشگلتر از عکس هایش هست
پ.ن.۳. دلم یک آپ فلسفی می خواهد ولی الان فلسفه زندگی من
در شیر دادن و تعویض پوشک و ..... همش ربط به قندعسلم داره خلاصه شده
پ.ن.۴. هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر یک موجود برایم عزیز باشه
که حتی از خواب و مطالعه ام برایش بزنم
بهاری باشید