امروز هم نوستالوژی هایم زنده شد
سه شنبه عقد کنان دخترکی است
که برایم مثل خواهر می ماند امروز با شنیدن
آهنگ توپولی ریزه میزه اینقده بلا نمی شه
یاد همه کودکی اش افتادم
وقتی این آهنگ به ایران رسیده بود
او دخترکی نوپا و توپول بود
یاد شب نامزدی ام و عروسی ام که از اول تا آخر
هر بار با من رقصید گریه کرد
من هم با این آهنگ رقصیدم و گریه کردم
پ.۱. دلم از این بلاگفا خون شده بود ولی چه کنم که بسته پایم
بعد از ۴ سال و خورده ایی دلم نمی خواهد جایی بروم اگر بروم بکل می روم
پ.۲. دی جی مریم هم به کانادا تشریف آوردند عجب تن صدای خوبی دارد
پ.۳. متوجه شدید دیگر، کنسرت بودم تقریبا همه آهنگ ها من را برد ایران
و آورد کنسرت در پارک این خوبی را دارد که می توانی راحت در پشت عینک آفتابی
گریه کنی و برقصی همه فکر کنند که چقدر خوشحالی
پ.۴. از خصوصیات من بعد از مهاجرت این است هر بار جایی شاد بودم
همه خاطرات خوب گذشته مثل چی از جلوم رد شدند
بهاری باشید