بزرگ مرد کوچک من
همان پسر کوچلویی که با آمدنش
غربت را از دلم ربود
همان که به اندازه دمی از هم جدا نبودیم
که همه کس من بود و هست
همان پسرکی که در درک من از همه آدم های اطرافم سبقت می گیرد
همان پسرکی که به قول خودش عشق مامی اش هست
پسرک من فردا به سوی آینده روشن قدم بر می دارد
درست روزی که چهارسال و سه ماه اش می شود
مدرسه را آغاز می کند
آرینم این را بدان که تو برای مامی فرشته نجات هستی و خواهی بود
مامی از الان غربت فردای خانه را احساس می کند
آرینم این را بدان به هر کجا که بخواهی برسی
ما کنارت هستیم نه یک قدم جلو ، نه یک قدم عقب
پسرک من فردا چهار سال و سه ماه اش می شود