دلتنگی های یک مریم
این کوچلو می گه می تونه به من کمک کنه تا از دوری خسته نشم
راز
و هر صبح خورشید
اصرار دارد
سر از راز چشمانت در بیارد
+
نوشته شده در یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 17:50 توسط مریم |
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
اسفند ۱۳۹۴
بهمن ۱۳۹۴
تیر ۱۳۹۴
فروردین ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اردیبهشت ۱۳۹۲
فروردین ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
آرشيو
پیوندها
اتاق تنهایی من
بی خوابی
تابوت
تنها ترین جزیره روی زمین
چرند و پرند
deltangi
دانشگاه من
دنیای زیبای کودکی
دلتنگی یک عاشق
دوستانه
رویای من
زیر آسمان غربت
سرزمین یخی
شعر (الناز جون)
غریبانه
فرشته کوچلو
من و آقای همسر
میکده (ستاره جونم)
میتی و ماهی کوچلو
نی نی کوچلو
یک دسته گل بنفشه
BLOGFA.COM