بهارانه

ته دلم هنوز یک بغض هست

نمی دانم از کجا آمده


از صدقه سری تعطیلات بهاری اینجا و ماندن در خانه

با این قند عسل مان روزی دوبار چرا می بینیم

همان عروسکه که می گوید آهویی دارم خوشگله

از شانس ما این برنامه درباره عید هست

خواستم بگویم ما هم حال و هوای عید را زوری

داریم به خانه مان می آوریم ولی کو باورش

جدیدا سخت شدم در پذیرش


ببین سال 89 اگر می خواهی مثل سال 88 باشی

نیایی بهتر است این یک اتمام حجت بود


اکثریت بلاگ ها هم که عیدشان آمده و تبریک گفتند

و رفتند بعد از تعطیلات بیایند مثل یک کارمند نمونه

آپ کنند (گفتم اکثریت نه همه)


به قول یکی از دوستان کسانی که اینجا سرکار می روند

پول شان حلال ،حلال هست


من تلخم خودم می دانم اینجوری نبودم ، شدم

دست روزگار نیست بیچاره این روزگار که تا کم می آوریم

یقه اش را می گیریم دست آدم ها ست(مثل سال 88)


برای آنهایی که که دیگر نمی آیند

سال نو مبارک امیدوارم سالی پر از موفقیت داشته باشید

سالی .............. (هر چی دلتان می خواهد)

ما که از روز سوم فروردین دوباره بچه مدرسه ایی

آپ از سر بیکاری همین است

دلتان آب ما بدو بدو نداریم

همان که این روزها شما درگیرش هستید

کریسمس هم بدو بدو نداریم

کلا این درگیری های شیرین که دمار از روزگارت در می آورد

بستگی به داشتن فامیل دارد که ما اینجا این را نداریم


بهاری باشید و بمانید

چهار ساله می شویم

چهار سال از اولین باری که اینجا نوشتم می گذرد

دنیا جالبی است

انسان های جالبی در این دنیا مجازی واقعی دیدم

مدرسه بزرگی است

تولدت مبارک دنیای مجازی من

** می دانم خیلی از آشنا ها اینجا را می خوانند ولی برای اینکه من نفهمم نظر نمی دهند

مهم نیست من چیزی برای مخفی کردن ندارم

بهاری باشید

 

آب و هوا

یک هفته و نیم پیش اینجا مثل این عکس های پایین بود

و الان هیچ کوه برفی نمانده

ممنونم که هنوز دوستم داری و این هوای بهاری را فرستادی

تا از همه افسردگی ها رهایم کنی

بهاری باشید



من که باور نمی کنم

بزرگ شدن خیلی درد دارد

من دیگر تحمل ندارم

می شود بزرگ نشوم

وقتی یک خبر را می شنوی و باور نمی کنی

سردرگم می مانی

الان یک هفته و نیم هست که می گویند

دیگر تو نیستی

من که باور نمی کنم

من ندیدم تو را که چشم هایت را دیگر باز نکنی

من ندیدم  تو را زیر خاک بگذارند

کسی به من نگفت گریه کن تا سبک شوی

من دنبال هیچ جسدی نرفتم

گریه هیچ کس را ندیدم 

خودت بگو چطور باور کنم وقتی هیچ ندیدم

یکی من را به باور برساند

می گویند پدربزرگ خوبم

که اسطوره استقامت بود برایم دیگر نیست

من که باور نمی کنم