سالگرد ما
وقتی تلفن می کنی آن هم زودتر از موقعی که باید خانه باشی
و می گویی در را باز کن ، من تعجب می کنم چرا زنگ زدی تو که کلید داری
وقتی در را باز می کنم با قیافه آشفته ایی که داری نگاه می کنم
و تو آن لبخند مخصوصت را (همان که حتی چشم هایت هم می خندد) می زنی
وقتی بسته ایی را به من می دهی
و می گویی تولد ما شدنمان مبارک
پر از احساس خوب می شوم
از اینکه 5 سال با تو بودم
و حس می کنم چقدر نوشته کارت عروسی مان را رعایت می کنیم
از دورترین فاصله ها به هم رسیدیم
و تا اوج بودن با هم هستیم
ممنون عشق من که این روزهای تنهایی و غربت در کنار تو
هیچ غربتی احساس نمی کنم











