دادگاه زندگی تو

 

من حکم می کنم

تو اجرا کن

 

حکم اول

همیشه عادل باش

ولی

خودت را زیر پا نگذار


هیچ فکر نمی کردم

برای از بین بردن این بد بو

مجبور شوم بد بو دیگری را دعوت کنم

همین کلم های قرمز را می گویم که ترشی درست می کنند

چند حبه سیر بوی بد آنها را می برد

بوی سیر اینجور وقت ها خوب است

چه رایحه دلپذیری


چیه پی نوشت نداره

بهاری باشید

برگشتم

رفتم که طور دیگر برگردم

ولی

.

.

.

سکوت در بعضی مواقع بهتر از همه حرف هاست


پ.ن.۱. از همه شما ممنونم که خاک اینجا را گرفتید

پ.ن.۲. سعی می کنم سریع خودم را پیدا کنم قبلا گم شده بودم این سفر دیگر محوم کردم

پ.ن.۳. خوشحالم که در لحظات آخر خودم را به نمایشگاه کتاب رساندم

بهاری باشید