روز مادر

مامان گلم روزت مبارک

با اینکه می دانم امروز آنجا روز مادر نیست

ولی برای من هر روز، روز مادر است

آرین امروز یاد من انداخت که من هم مادر هستم

خدا کنه مثل تو باشم

البته سخته این را می دانم چون گذشت و صبر و مهربانی 

که در وجود تو هست در من نیست

تو کمکم کن کمی مثل تو شوم یک مادر فداکار

آخه من همه چیز را از تو دارم  

این کارت من را امروز تا اوج ابرها برد شیرینی وصف ناپذیری داشت


پ.ن.۱.فکر نکنید هدیه بهنام این کارته بوده هااز نوشته درون کارت معلومه کار کیه

پ.ن.۲.یاد دوسال پیش روز مادر به خیر(مادر ای آفتاب هستی بخش)

پ.ن.۳. ممنونم عزیزم که یاد من آوردی که یک مادرم

پ.ن.۴. این را آرین برای مهناز فرستاده بخاطر تبریکش و یادش

بهاری باشید

ماهگرد برعکس

 

ماه دیگر می آیی

چقدر ما باهم خوب ارتباط برقرار کردیم

ممنونم عزیزم

که تو این مدت حواست به من بود

تو هم مراقبم بودی تا طوفانی نشم

گلم

وقتی صدایت می کنم هرجا این تنگ آب باشی

سریع خودت را به دستم می رسانی

یعنی من هستم تو نگران نباش

با صدای من عکس المعل نشان می دهی

اگر من بخواهم به دیگران هم خودت را نشان می دهی

ممنون پسرم

که اینقدر مامان را دوست داری

آرینم

اسمت را آرین گذاشتم (برگفته از نام ایران (آریانا))

تا همیشه یادت باشد یک آریایی هستی

تا ماه دیگر سالم بمان


پ۱.آی دریا جان ما هیچ قبرستان مهمی پیدا نکرده ایم هنوز

پ۲.فکر نکنید ۲ساعت برای پختن سیب زمینی زمان زیادی است

عوضش به جای استفاده از هرگونه دستگاهی خودش له می شود

پ۳. ولی این بلا را سر تخم مرغ نیاورید می خواهید

 انجام بدهید ببینید چه می شود

پ۴. ما هم دلمان نمایشگاه کتاب می خواهد

پ۵.و دیگر هیچ

بهاری باشید

گل من

 

تو تنها نیستی من برای تو همه کاری را انجام خواهم داد

ولی من خیلی تنهایم

می دانی گلم مامان این روزها ابر بهاری شده

خودش هم نمی دانه چی شده

تو زندگی اش هیچی کم نداره فقط شاید کمی لوس هست

ولی تو نگران نباش

هیچ وقت نمی گذارم تو تنها باشی مگر اینکه خودت بخواهی


 -                                                                                      بهاری باشید

آرینم

 

این روزها بیشتر خودت را به من نشان می دهی

وقتی شعر یک روزی یک آقا خرگوشه

را برایت می خوانم

با آن سر کوچلوت برایم ابراز لطف می کنی

شاید هم به قول خاله ات داری مامان را تشویق می کنی

ممنون گلم که من را از تنهایی در می آوری

هنوز نتواستم  خودم را ببخشم

که باعث شدم تو با این خراب شده(دنیا) بیایی

اگر باب میلت نبود من را ببخش

خواهش می کنم من را نفرین نکن


این وبلاگفا مثل اینکه با ما آشتی کرد

یک عالمه نوشته بودم ولی فقط مطلب مربوط به آرین را قبول کرد

شاید دلش مطلب ابری نمی خواست

بهاری باشید

نمی دانم چرا وبلاگفا با من لج کرده