چقدر فاصله های مسخره  بین آدمهاست

می دانی مهم نیست مال کجا هستی مال کدام

قاره

کشور

شهر

محله

همه مثل هم هستند با اندکی تفاوت

اینجا شهر پیشرفته ایی است

که آدمها جای گوسفند ، سگ هایشان را به چرا می برند

می بینی چقدر آدمها شبیه هم هستند

بعضی ها کمی رنگ شان غلیظ است

بعضی ها خون شان

بعضی ها حیوانات اهلی را نگه می دارند

بعضی ها حیوانات وحشی را پاس می دارند

بعضی این سمت کره زمین فرود آمدند

و بعضی آن سمت

می بینید چه دنیا زیبایی است

این تفاوت گویش فاصله انداخته

وگرنه در همه جای دنیا آسمان یک رنگ است


راستی خودتان را ناراحت نکنید چهارم شدن هنری است

 که گاگول ها هم نداشتند

و باز هم سپاس از لطف شما خوبان

بهاری باشید

آسمانی من

 

دلم هوای تو را کرده

آخه بدجوری گرفته

از آن مدل ها که فقط خودت بلد بودی سر حال بیاریش

نه که فکر کنی هدفم را گم کردم ها

خوب یادم دادی چیکار کنم که هدفم گم نشه

بعضی وقتها دلم می خواهد خودم را گم کنم

ولی این هدف لعنتی نمی گذاره

می دانی دیشب خواب جالبی دیدم

خواب دیدم تو یک دشت بزرگ با یک عالمه آدم هستم

یک دفعه باران گرفت به قول مامان باران هندی

همه دنبال چتر و سرپناه بودن

اما من، می توانی حدس بزنی  نه !

رقصیدم و چرخیدم ، رقصیدم و چرخیدم

آنقدر زیر باران بودم تا شدم یک مریم آب کشیده

حیف که دلم شسته نشد

ـــ نه! از کسی کینه ندارم ولی نمی دانم

 جدیداً ،چرا دلم با همه یک رنگ نیست؟ـــ

تو می دانی با باد و باران من چه حالی می کنم

هنوز هم با باد می دوم

یادته تو به من می گفتی : آخرش این باد و باران ........

من هم می خندیدم و می گفتم : نترس نمی توانند من را از تو بگیرند

من مال خودت هستم مال بد بیخ ریش صاحابش

من رفتم ولی نه با باد

بهنام برایم شهر قصه را دانلود کرده

تا هروقت دلم می خواهد به یاد تو گوش کنم

هنوز هم وقتی آقا موشه آهنگ (نه دیگه این واسه ما دل نمی شه)

را می خوانه من گریه می کنم

همش را حفظم آخه از وقتی تو گهواره بودم

برایم خوانیدش یادته  با هم نوارش را با آن کیفیت عالی گوش می دادیم

بعضی جا هایش را من برات می رقصیدم

بعضی قسمت هایش را گریه می کردم

تو به من می گفتی : مریم بانو دل نازک من

بابا دیگه دلم نازک نیست

آخه شکاف هایی که این آدمها به دلم زدند

را با کرباس دوختم تا کم تر پاره بشه حریر بدرد دل من نمی خورد

ولی هنوز هرچی تو بگی قبول دارم

یادته مریض که می شدم اگر آب میوه ام را نمی خوردم

می گفتی : آمپولش را می زنم

باورم می شد یادته ، فکر می کردم آمپول همه چی هست

هنوز هم همه چی باورم می شه

راستی هنوز هم تو اوج گرما سرما می خورم

بابا گوش دادن به شهر قصه من را پرچانه کرد


من مغرورم این را خودم هم می دانم ولی احترام گذاشتن را بلدم

غرور صفت بدی نیست البته اگر به جا باشد

آپ تو کما از این بهتر نمی شد شرمنده همه شما هست

موفق باشید و بهاری

پیوست: آنقدر خوشحالم که هم کلاسی پرتغالی ندارم

واقعاً که !

 

سلام

فقط آمدم بگویم  تا بی نهایت

آخه با این گندی که بازیکن های تیم ملی ما زدند

من فردا چطوری بروم سر کلاسی که دو تا مکزیکی هم همکلاسی ام هستند

حتما همه شما هم بازی را نگاه کردید

آخه آنها هم تیم بودند که تیم ملی ما بخواهد بهشان ببازد

نمی دانم چرا تا پای کار گروهی وسط می آید اینطوری می شود

راستی من هم بعلت جام جهانی فعلا در کما هستم

ولی خودمانیم ها این توباگوی ها هم خوب حال سوئدی ها را جا آوردند

از همه شما عزیزان هم متشکرم که تولدم آمدید  

عبور

و من عبور می کنم از همه مرزها

۲۵ و ۲۶ و ۲۷ ..............................

و قیام می کنم تاریخ سالروزم این را از من می خواهد

من دیانتی نسبت به روز تولدم دارم

که هنوز آن را کشف نکردم کیک


ایران که بودم بخاطر تعطیلات همه تولد من را یادشان بود

من سه روز تولد داشتم

از ۱۳ شروع می شد و به ۱۵ ختم

بعضی وقتها احساس می کردم روز تولدم گم شده


می دانی همیشه فکر می کردم مزر ۲۵ سالگی یعنی

همه چی تمام شد

ولی الان می بینم هنوز خیلی کارها دارم که تمام نشده

راستی دیگه اینجا شمعی نیست تا با فوت کردن آن آرزو کنم

ولی اگر بود برای همه شما خوبان دعا می کردم

ممنون سبا جونم تو اولین کسی بودی که ماه تولدم را تبریک گفتی

از همه شما دوستان هم سپاس گذارم

بهترین باش

سلام

خوب چیکار کنم متنم نمی آمد تا آپ کنم باید یک چیزی باشه تا آپ کنی

حالا چون اصرار کردید بگذارید کمی فکر کنم

نه احتیاجی به فکر نیست

می دانی همه ما می خواهیم بهترین باشیم

اما بعضی وقتها به بی راهه می رویم

مثلا ً اگر قرار است گیاه باشیم دلمان می خواهد

 درختی باشیم بر روی یک تپه یا گلی خوش بو و زیبا

ولی هیچ کس نمی خواهد علف باشد

بوته بودن یا درخت بودن مهم نیست

مهم مفید بودن است

اگر شاه راه نشدی بی راهه ایی خوب باش

اگر نهنگ نشدی ماهی شیطان و بازیگوش باش

حتی کارهای بی ارزش هم اگر درست اجرا شود

از همه کارهای به ظاهر با ارزش مفید تر است

تقصیر خودتان است که من را مجبور به آپ کردید

و اگر نه من لایق این حرفها نیستم

دنگ دنگ دنگ

ساعت گنگ زمان می زند پی در پی زنگ

خبر از چی می ده ؟ من نمی دانم

شاید هم می دانم و نمی خواهم بدانم

شاید هم من گنگم و او .................. 

ولی این را می دانم

زندگی سیب نیست به قول سهراب

زندگی یافتن است

راستی از من به شما نصیحت غصه هیچ کس را نخورید

من خوردم ولی بعد فهمیدم آن شخص اصلا از زندگی اش

ناراضی نیست

می دانی هرکس به اندازه فهمش از این دنیا سهم برمی دارد

قرار نیست همه مثل هم زندگی کنند من اگر او را نبینم

هیچ وقت از زندگی ام راضی نمی شوم

بازهم می گویم خدایا شکرت

برای همه آدمهای خوبی که سر راه زندگی من گذاشتی

من هم به شکرانه این نعمت تا بتوانم به بنده هات کمک می کنم

ببخشید خیلی پراکنده گویی کردم ولی خودتان خواستید آپ کنم

من دختر خردادم و دارای ذهنی پراکنده

موفق باشید وبهاری دوستان خوبم