تبليغاتX
دلتنگی های یک مریم
این کوچلو می گه می تونه به من کمک کنه تا از دوری خسته نشم

دست هایت بوی یاس می دهد

مثل دست های مادربزرگم

چه عاشقانه از گذشت هایت

که به نظر تو فداکاری نیست

و وظیفه ات بوده و هست

تعریف می‌کنی

دوست دارم دست هایت را هزاربار ببوس

و به اراده ات برای یادگیری در این سن آفرین بگویم

تو هم یکی از آن زن های عاشقی که

برای خودت زندگی کردی و دیگران

به ظاهر روشنفکر فکر کردند تو حیف شدی

ولی آمدن کلاس در این سن و هم گام شدن

با کسانی که جای بچه های تو هستند

نشان می‌دهد که در باور خودت حیف نشدی

کاش می‌شد اینجا را بخوانی

و بدانی من عشق را در چشم هایت

هر روز می بینم

با هر good morning 

و هر see you که می‌گویی

همیشه پاینده باشی


×× این روزها درگیر کلاس بدون فکر قبلی هستم

×× اگر کم رنگم ببخشید

××صبح ها با این پسرک کنار صفحه از خانه خارج می‌شویم

عصرها ساعت 4 به بعد می رسیم خانه هر دو عادت نداریم و حسابی خسته می‌شویم

×× عجب تعطیلات خوبی است این 4 روز

×× در هفته گذشته دقیقا بعد از اینکه زمین این نوید را داد

که سبز است و دیگر زمستان تمام شد برفی آمد که در عرض 24 ساعت

احساس می کردی اکتبر هست و دوباره اولین برف آمد و شهر دیگر

سفید شد تا آوریل ولی دو روز بعد همان جور که هر باد آورده ایی را باد می برد باد بردشان

مردم این مملکت ضرب المثل معروفی دارند که می‌گوید

به سه چیز نمی شود اطمینان کرد

یکی اش همین آب و هوا است


بهاری باشید



نوشته شده توسط مریم در ساعت 19:52 | لینک  | 

هوهو چی چی

رفتن تا انتها

هوهو چی چی

پیچ جاده

هوهو چی چی

گم شدن در پشت کوه

هوهو چی چی

ادامه راه

هوهو چی چی

فلسفه زندگی

 

** وقتی با خودت درگیر نیستی و به کسی هم کاری نداری

یک جوری سرت را می اندازی پایین مثل خیلی ها دیگه به هیچ چیز فکر نمی کنی

می شه همین پست بی سر وته خودم هم نمی دانم چرا آپ کردم

از فرصت مادر نبودن استفاده کردم یا سو استفاده آخر پسرک خواب است

بهاری باشید

نوشته شده توسط مریم در ساعت 15:29 | لینک  |