تبليغاتX
دلتنگی های یک مریم
این کوچلو می گه می تونه به من کمک کنه تا از دوری خسته نشم

سلام من آرین هستم ۲۷ هفته و خورده ای دارم


یک سال گذشت

دلتنگی های مداوم و دلداری های جالب

دوست شدن های از راه دور

کمک های موثر

اولش که بهنام گفت وبلاگ ها را بخوان برات خوبه

فکر نمی کردم روزی این همه دوست های خوب و با محبت پیدا کنم

دوست هایی که با گریه هایم گاهی گریه کردند و گاهی دعوا

در لحظه های شادی همیشه با من خندیدند

انسان هایی که باعث شدن دوری و غربت را فراموش کنم

تو این دو ماه که نبودم دلم برای همه شما مهربون ها تنگ شده

ازت ممنونم که من را در این دنیای بی کران با این همه مهربون آشنا کردی

تولدت مبارک  وبلاگ من

نوشته شده توسط مریم در ساعت 7:44 | لینک  | 

باز آمده ام از دورها از سرزمین رنگ ها و نورها

سرزمینی که وقتی مایه افتخار بود

زمانی مهد تمدن بود ولی الان

در میان دو دلی ها و تردیدها گم شده

با این همه همیشه می خواهمش


چقدر سخت بود نگاهت موقع خداحافظی

یک نگاه نگران

 قطره ایی اشک

تردید در رفتن

پرواز به سوی وطن

رسیدن رد شدن از مرزهای الکی

گیر دادن های پی در پی

کجا بودی چیکار می کردی چرا آمدی

من که جایی نبودم مگر برگشت به زادگاه سوال داره

دیدن قیافه های آشنا و مضطرب

اشک های پی در پی

آغوش مادر و پدر 

بوییدن مهناز و الهام

دسته گل و آدم های منتظر

۲۴ ساعت نخوابیدن گیج بودن

از شادی دلهره داشتن

دیدن تک تک آدم هایی که برات مهم هستند

گشتن در خیابان های شلوغ و دودی

چقدر زود گذشت دوباره پرواز

بغض های فرو خورده چند قطره اشک در بغل مادر

بعد هم پرواز و رسیدن به کسی که اینجا گذاشته بودیش

و فهمیدن اینکه همه زندگی ات در او خلاصه می شه

چون یک سال جای همه درکت کرد

یک سال با گریه ات ساخت با بهانه های الکی ات

نق زدن ها در آخر هم به زور فرستادت تا خانواده ات را ببینی

ممنونم مهربان همسرم


خاله دریا پری جان ممنون از استقبالت ببخشید نشد ببینمت

مسابقه حدس بزنید مورچه من چیه؟

البته خال دریا اجازه شرکت در مسابقه را نداره

بهاری باشید

نوشته شده توسط مریم در ساعت 13:3 | لینک  |