من مجبورم این جا را ببندم یعنی دیگر اینجا نمی نویسم
شاید بعضی ها تون فکر کنید تب تند بود و زود فروکش کرد
ولی نه من اولش برای دلتنگی هام این جا نوشتم ولی الان می بینم
دارم نسبت به بعضی از تعهدهایم کم کاری می کنم
من نوشتن را دوست دارم ولی از اینجا نوشتن خوشم نیامد
ببخشید اگر دوست خوبی نبودم
شرمنده خودخواهی است ولی برای این یکی نظر خواهی هم نمی گذارم
موفق باشید و بهاری![]()
یک جور هم زیستی
جنگل و برج![]()
ماشین و حیوان
اتوبان و رودخانه ![]()
درخت و آهن
فکر کنید در یک خیابان مدرن امروزی که
دارای برج ها و فروشگاه های بزرگِ دارید رانندگی می کنید
یک دفعه احساس می کنید وسط جنگل هستید ![]()
برای همین اینجا سنجاب جای گنجشک روی درخت هست
فکر کنید چقدر جالب است زندگی مدرن وسط حیوان های جنگل
بیچاره حیوانات که اشرف مخلوقات نشدند
وای من همه شما ها را دوست دارم ![]()
می دانید امروز به این نتیجه رسیدم روانشناس هستم![]()
این کشفی را که کردم مدیون شما هستم ![]()
![]()
تا حالا شده به چیزهایی که اطرافتان است روح بدهید
دخترها حتماْ این کار را در بچگی شان انجام دادن (جان بخشیدن به عروسک)
خیلی راحت با عروسکشان حرف می زنند ![]()
برایش قصه می گویند و یا تو کارها و مشکلاتی که به نظرشان بزرگِ (کوچلو)
کمک می خواهند .من هنوز هم به بعضی چیزها روح می دهم ![]()
مثل کتاب هایم ، وقتی که دیگر خسته می شوم و نمی دانم چیکار کنم
سراغ کتابخانه مان می روم و اولین کتابی که به چشمم خورد ![]()
را بر می دارم و می خوانم باورتان شاید نشود ولی به من کمک می کند
می دانی چیه؟ یکبار وقتی درمانده شدی ![]()
از یکی از عزیزترین اشیا ئی که داری کمک بخواه
ببین چطور با تو ارتباط برقرار می کنند ![]()
این هم یکی دیگر از الطاف آفریدگار ما است
اگر دوست داشتید این را بخوانید ربطی به مطلب بالا ندارد
ادویه خانواده پرجمعیتی است.
اغلب اوقات با هم به مهمانی غذاها می روند.
البته همه سر وقت حاضر نمی شوند و چندتایی
هم هرمهمانی را مناسب حضورشان نمی دانند!
نمک، مادربزرگ خانواده، پایه و اساس همبستگی اعضای آن است.![]()
فلفل سیاه، پدر بزرگ خوش قلب و سخت گیر خانواده است. ![]()
میانه اش با پسرها بهتر است تا با دخترها!
دارچین، مادر گرم و مهربان خانواده است.![]()
نبودش در مهمانی ها معمولا باعث سردی و سکوت دیگران می شود.
زیره، پدر پرکار و فعال خانواده، همه تلاشش این است که ![]()
اعضای خانواده اش همیشه موفق باشند. تقریبا همیشه حرف آخر را می زند.
ته تغاری دردانه اش، زعفران را خیلی مغرور بار آورده،![]()
طوری که هر مهمانی را در شان حضورش نمی داند.
دختر دیگرش آویشن، معمولا مشغول مطالعه است.![]()
میانه اش با برادرهایش، فلفل قرمز و کاری، بهتر است تا با خواهرش.
ترجیح می دهد هر جا که خواهرش حاضر است غایب باشد![]()
پسرها، همیشه همه جا حاضراند. تند و تیز و پرجنب و جوش.
جوانند و جویای نام!![]()
زردچوبه، خاله خانم خانواده، تقریبا همیشه مشغول وراجی و قصه سرایی است.![]()
دل مهربان و زبان درازی دارد. یک ریز حرف می زند و مزه می ریزد،
و همه را به خنده وا می دارد و هیچ چیز را به اندازه مهمانی دوست ندارد.
سیر، عموی کج خلق و بداخلاق خانواده است![]()
که گاهی به خاطر رعایت احترام دیگران سرکی در مهمانی می کشد.
خیلی رک و بی پرده نظرش را می گوید و معمولا هم در حال انتقاد است.
به همین خاطر کسی زیاد تحویلش نمی گیرد.
تا حالا اینجوری دیده بودینشان![]()
از همه شما عزیزان ممنون هستم
پسرخاله گرامی دیگر زیادی از من تعریف کردی
درضمن خسته نباشی تنبل خان![]()
شروین گلم ، خانمی مطلب اولی را مخصوص تو گذاشتم روش دقت کن![]()
| |||||||
|
| |||||||
چرا بعضی ها معتقد هستند ۱۳ نحس است؟![]()
من هیچ وقت نحسی از این عدد بیچاره ندیدم
نمی دانم چرا بعضی وقتها ما انسان ها برای همه چیز تعیین تکلیف می کنیم
همیشه خودمان را عقل کل می دانیم
نمونه اعتقاد به نحسی این عدد بیچاره
اگر بد بود حتما از اول در این دنیا نمی آمد
او که ما را آفرید برای ما بد نمی خواهد حتماْ حکمتی بوده
بیایید در این سال جدید به همه چیز با دیدی زیبا نگاه کنیم
اگر من با دیدن هر چیزی بد به دلم راه بدهم حتماْ بد هم می بینم
به قول سهراب سپهری :
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
دیدتان را شست شو دهید
در روز ۱۳ فروردین ماه مشیه و مشیانه پسر و دختر دوقلوی کیومرث
برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند .
در آن زمان چون عقد ونکاح شناخته شده نبود
آن دو بوسیله گره زدن دو شاخه پایه ازدواج
خود را بنا نمودند
این هم فلسفه سبزه گره زدن
امیدوارم هر جا دنیا که هستید تعطیلات خوبی را گذرانده باشید
البته ما این جا تازه آخر این هفته ، تعطیلات GOOD FRIDAY را داریم
از لطف همه شما سپاس گذارم

تا حالا شده روی بلندترین برج جهان ایستاده باشید ،طبقه ۱۴۷
بعد به پایین نگاهی بیاندازید ![]()
چه احساسی بهتان دست می دهد ![]()
احساس نمی کنید چقدر آدم ها کوچک هستند مانند مورچه ها
من دیشب آنجا بودم ![]()
آن بالا احساس می کردم باید از خدای خودم تشکر کنم
که من را انسان آفرید ![]()
دیشب خیلی چیزها دیدم مثلاً ماشینی که بدون توجه وسط خیابان دور زد ![]()
نمی خواهم خسته تان کنم
ولی تا حالا به این فکر کردید ![]()
هر کاری که ما می کنیم را یکی که توانا است و داناتر از همه می بیند
در آن ۲ ساعت به خیلی چیزها فکر کردم
از او خواستم به من توانایی این را بدهد که همه جا احساس اش کنم
تا به گناه آلوده نشوم
راستی می دانید زندگی مثل چیه؟
مثل کلاس حل تمرین ![]()
خیلی ها می آیند و فقط تمرین حل می کنند
و بعد یا نمره عالی می گیرند و یا رد می شوند![]()
ولی بعضی ها مانند دانش آموزی هستند
که در کنار حل تمرین از شیطنت های معقول سر کلاس قافل نمی شوند![]()
سعی کنید مانند دسته دوم زندگی کنید
بابت عکس هم عذر می خواهم عکاس حرفه ای نیستم ![]()
زبان من دیگر قادر به تشکر از شما خوبان نیست سپاس از همه شما ![]()
آدم ها دو دسته هستند یکی آنهایی که چندتا بچه دنبالشان است
یکی هم آنهایی که سگ دنبالشان است
اینجا انسان ها هیچ دغدغه ایی به غیر از دویدن ندارند
کار ، کار ، کار![]()
بدون اینکه بفهمند زمان را می گذرانند
جالب است برای آینده می دوند ولی یکدفعه زنگ رفتن به صدا می آید
دنگ ، دنگ ، دنگ ![]()
تازه متوجه می شوند برای هیچ دویدن بدون اینکه فلسفه زندگی را بفهمند
زیستن با زندگی خیلی فرق می کند
تا حالا از خودتان پرسیدین فلسفه زندگی چیه؟![]()
به نظر من فلسفه زندگی رسیدن به هدف ها است ولی درکنارش لذت بردن هم هست ![]()
دیروز مثلاً رفتیم یکی ازپارک های اینجا
همه سگ هاشون را آورده بودن بگردانند
ـ من هم که از این حیوان می ترسم ، سریع برگشتیم ـ![]()
![]()
ولی هیچ کس بچه اش را نیاورده بود ..................
از همه شما عزیزان سپاس گذارم که من را خوشحال می کنید![]()
بهاری بی اندیشید
پُر از خار ، پُر از برگ ، پُر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چینیم
خار و عطر و گلبرگ ، هرسه همسایه دیوار به دیوار هم اند
زندگی چشمۀ آبی است و ما رهگذریم
بنشین برلب آب ، عطش تشنگی ات را بنشان
و صفایی بده سیمایت را
واگر فرصت بود
کفش ها را بکن و آب بزن پایت را
غیر از این چیزی نیست
زندگی ......
آینه ای شفاف است
تو اگر زشت و یا زیبایی
تو اگر شاد و یا غمگینی
هرچه هستی تو در آینه آن می بینی
شادیت را دریاب
چون گل عشق بتاب
تا در آینۀ هستی ، گل هستی باشی![]()
تا حالا دقت کردید وقتی می خواهید یک کار مثبت بکنید
چقدر خدا بهتان کمک می کند
از لحظه ای که فکر کردم دیگه باید خودم را دریابم
او ـ که مهربان است و بزرگ ـ یک عالمه راه جلو من گذاشت
نمونه اش بسته ایی که همان روز از ایران بدستم رسید
وکتابی که می خواستم بخوانم در آن بسته بود![]()
پیدا شدن نقاشی که چند وقت پیش نصفه کشیده بودم
یا شاید هم من چشم هایم را بسته بودم
(چون او همیشه مهربان است و ما را فراموش نمی کند)
نمی دانم ولی این را می دانم که می خواهم برگردم ، البته تا حدودی برگشتم
از همه شما عزیزان هم ممنون هستم
عابر ، پسر خاله ، غریبه و بقیه ![]()
الان آنقدر خوشحالم که دلم می خواهد ![]()
بروم تا ته دشت
بروم تا نوک کوه
دورها آوایی است که مرا می خواند
بهاری باشید
من چقدر زنده بودم
یکی از خاطرات جالب من مربوط می شه به سال سوم دانشگاه
ترم دوم سال بود ما هم آن ترم درس شیرین حشره شناسی داشتیم
استاد گرامی به ما گفته بود اگر می خواهید نمره کامل بگیرید
باید ۳۰ نمونه از این موجودات(آفات) بیچاره را جمع کنید
یک روز بعد از عید با یکی از دوستام روبه رو ساختمان آموزش نشسته بودیم
ـ البته باید این را بگویم که بعلت اینکه دانشجوهای خوبی بودیم
یک ماه اول سال را به استادها استراحت می دادیم ـ![]()
همین طوری داشتیم با دوستم صحبت می کردم
که دیدم یکی از پسرهای کلاس ما انگار چیزی را گم کرده
روی زمین دنبال چیزی می گردد ![]()
یک دفعه متوجه شدم دارد دنبال یک چیزی می کند
چون یکدفعه خم می شد بعد بلند می شد و دنبال یک چیزی می کرد
به غیر از ما چندتا از دانشجوها و کارکنان دانشگاه هم داشتند نگاهش می کردند
خلاصه بعد از نیم ساعت بلاخره موفق شد
به دوستم گفتم : بذار ، بروم ببینم چی گرفته![]()
رفتم جلو و سلام کردم و حال همه فامیل هاشان را پرسیدم
حتی حال نامزدش را هم پرسیدم ![]()
بعد یک نگاهی به دستش کردم و گفتم:
خوش بحالتان . عجب ملخی گرفتید شما !![]()
او هم با تواضع گفت : خواهش می کنم قابلی ندارد مال شما
من هم که خیلی خانم هستم ، گفتم :
با اینکه از حشرها می ترسم ولی نمی توانم قبول کنم
شما خیلی زحمت کشیدید تا این را گرفتید ![]()
آن بنده خدا هم که در مذوریت اخلاقی گیر کرده بود
گفت : خواهش می کنم این مال شما
خلاصه یک کیسه که در آن یک ملخ گنده بود نصیب من شد![]()
بماند که آن بنده خدا وقتی داشت می رفت
سر کلاس فهمید همه دارند یک جوری نگاهش می کنند
همان روز سر کلاس ادبیات ـ ما جزء لژ نشینان بودیم ـ ![]()
یک زنبور گنده وارد کلاس ما شد به دوستم گفتم :
خدا کند این زنبوره همین طور ساکت باشه تا کلاس تمام شود
دوستم گفت : می خواهی چیکار کنی؟
گفتم : می خواهم بگیرمش ![]()
گفت : دیوانه شدی ! این زنبور قرمز است اگرتو را نیش بزند بیچاره شدی
بلاخره کلاس تمام شد و کسی متوجه زنبور نشد تا از کلاس بیرونش کنند
ـ من هیچ وقت نفهمیدم چرا این موجودات را از کلاس بیرون می کردن
شاید چون کنکور ندادند ـ![]()
من هم سریع طی یک عملیات آرتیستی با کیسه زنبورِ را گرفتم![]()
وقتی برگشتم تا این غنیمتی را نشان دوستان بدهم
نزدیک بود بخورم به همان هم کلاسی ام که صبح ملخ را به من داده بود
قیافه من دیدنی بود![]()
ولی اصولا چون من هیچ وقت کم نمی آورم کیسه را نشانش دادم
و گفتم : قشنگه ![]()
آن بنده خدا گفت : زنبورِ قرمز است !
من هم با لبخند گفتم : بله ، با ملخی که شما دادی شدند ۲ تا![]()
دیشب که این خاطره یادم آمده بود کلی فکر کردم من یک زمانی خیلی زنده بودم
می خواهم الان هم زنده باشم
آخه من قول دادم
بازهم سپاس از همه شما دوستان خوبم ![]()
از همه آدم هایی که مثلا زنگ می زنند عید را تبریک بگویند
ولی فقط غصه ام را زیاد می کنند
بعضی وقت ها به عقل این آدم بزرگ ها شک می کنم
اصلا فکر نمی کنند
مغزم دارد منفجر می شود
بیچاره مامانم که گیر این انسان های دوست نما افتاده
غریبه عزیز تا حالا بین آدم های پر ادعا گیر کردی
انسان هایی که فقط سن شان از تو بیشتر است
ولی درک ندارند
من از زندگی ام راضی هستم ولی امان ازبعضی تلفن ها
در باره زن بودن هم می گویم من به خودم افتخار می کنم
تا حالا انقدر موفق بودم که بتوانم سر م را بالا بگیرم
و بگویم من یک زن هستم واین موفقیت ها را کسب کردم
ولی یک زن هر چه قدر هم آدم موفقی باشد
باز هم یک جایی می رسد جلوش را می گیرند
می دانی چی جلوش را می گیرد
عاطفه اش.............................![]()
ولی آقایون چی ؟
باز هم سپاس از شما عزیزان ![]()
واقعا به داشتن دوستان خوبی مانند شما افتخار می کنم![]()
پسر خاله خوبم ممنون ـ از طرف خودم و آقای همسر ـ![]()
بچه که بودم یکبار در تلویزیون دیدم یک نفر را داشتند زیر خاک می کردن
ترسیده بودم و نگرانش بودم
به من گفتن نگران نباش او مرده و هیچی نمی فهمه
نمی دانم چرا گم شدم
چرا از آن مریم خبری نیست؟
بی هدف شدم
خنده دارِ مگه نه ؟ من کسی بودم که یک روزی انقدر هدف داشتم
که فکر می کردم وقت نمی کنم به همه آنها جامه عمل بپوشانم
ولی الان .......................... هیچی؟
مریم شر و پر انرژی که یک دقیقه آرام و قرار نداشت
تو هر کاری سر رشته ایی داشت
هیچ مطلب جدیدی نبود که نداند
حتی به قول مامان خوشگلم با خواب از بچگی مخالف بودم
که یک وقت زمان کم نیاورم
جالب است آدم وسط همه امکانات باشه بعد خودش را گم کند
نتواند از امکانات استفاده کند
هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر بچه ننه باشم
امروز سر کلاس استاد از یکی از خانم ها پرسید:
اگر دوباره دنیا بیایی دلت می خواهد چی باشی؟
می دانید چی جواب داد ؟
گفت : هر چی غیر از زن !![]()
من خودم جزء کسانی بودم که با او مخالفت کردم![]()
ولی امشب با خودم که فکر کردم
دیدم راست می گفت
اگر تو یک خانه خانم خانه نباشه آن خانه قابل تحمل نیست
خواهش می کنم منطقی فکر کنید
اگر مامان شما یا خانم تان یک هفته نباشه تو خانه شما چه می شود ؟
اگر قبول ندارید یک بار امتحان کنید
همه اعضا خانواده باشند به غیر از مامان یا همسر گرامی تان
آن وقت کی این مامان -خانم - را درک می کند؟
هیچ کس ![]()
تو این جامعه زن بودن خیلی سخت است![]()
من خودم را نمی گویم (کلی بود)
کیوان من را ببخش به خدا دست خودم نبود
نمی خواستم این طوری بنویسم
به خدا دوری سخت است خیلی دارم با خودم مبارزه می کنم
برایم دعا کن ممنون پسرخاله خوبم که من را درک می کنی![]()
غریبه عزیز من حتی یک روز زودتر سفره هفت سین انداختم
ولی عید را نفهمیدم
از همه ممنونم که به اینجا سر می زنند ![]()
نمی دانید چقدر سخت بود وقتی از پای تلفن گفتم سال نو مبارک
آخه من سال نو را نفهمیدم . اینجا سال نو نبود
همه چی سرد بود
اگر من شما ها را نداشتم حتما مرده بودم
خوبه که شما هستید تا به من یادآوری کنید برای چی زنده هستم![]()
از لطف همه ممنون هستم
گل خواهرم . پسرخاله و بقیه عزیزان (غریبه)![]()

